گاهی در زندگی افرادی به ناگهان پیدا می‌شوند ...

افرادی که تندی می‌کنند، تحقیر می‌کنند و فخر می‌فروشند ...

و تو سکوت می‌کنی ...

و آن‌ها این سکوت را برنمی‌تابند ...

باز راهی می‌یابند تا آزاری برسانند ...

گویا با خود عهد بسته‌اند که تا تو را بر زمین نزنند آرام نگیرند ...

و تو باز سکوت می‌کنی در برابر کار به ظاهر زیرکانه و البته بسیار آزار رسانندۀ آن‌ها ...

این‌بار اما سکوت تو همراه است با لبخندی تلخ بر گوشۀ لب‌هایت ...

لبخندی تلخ بر شتاب کودکانه‌ای که این افراد برای آسیب‌رساندن دارند ...

افرادی دور افتاده در گوشه‌ای تنها در بیابانی متروک ...